أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

382

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى من بدهد مرا بهتر و نيكوتر از بوستان تو براى ايمان من ، و بفرستد بر اين بوستان تو آتشى و عذابى بر وفق و حساب آنچه كردهء از كفر و معصيت نه بيشتر و نه كمتر « 1 » [ فتصبح ] پس در بامداد آيد اين بوستان تو خاكى نسو « 2 » كه پاى ازو بلغزد يعنى خاكى ساده كه برو نبات نباشد . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 41 تا 44 ] أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً ( 41 ) وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً ( 42 ) وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً ( 43 ) هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً ( 44 ) يا آب اين بوستان در بامداد آيد بگو « 3 » يعنى به زمين فرو شده و خشگ گشته

--> ( 1 ) - آنچه مصنّف ( ره ) اختيار كرده قول زجّاج است كه ميتوان گفت بهترين وجوه مذكوره در تفسير آيه است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ ] و فرو فرستد بر بستان تو حسبانى از آسمان ، قتاده و ضحّاك گفتند : عذابا ، عبد اللّه عبّاس گفت : آتشى ، ابن زيد گفت : قضائى از خداى تعالى بخشم ، أخفش گفت : تير ناوك را [ حسبان ] خوانند و حسبان حساب باشد كه آن بسيار بود در يك مجرى فشبّهها بكثرة الحساب ، زجّاج گفت : [ حسبانا ] أى عذابا حساب ما كسبت يداك ؛ عذابى بر وفق و حساب آنچه كرده باشى نه بيشتر و نه كمتر ؛ تا عدل باشد ، و اين وجهى لطيف است » . ( 2 ) - [ نسو ] معنى [ زلقا ] است كه بمعنى لغزنده مىباشد ؛ در برهان قاطع گفته : « نسو بفتح اوّل و ثانى بواو كشيده چيزى نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بىخشونت را گويند و بكسر اوّل هم آمده است و با شين نقطه دار نيز هست » ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً ] پس در روز آيد اين بستان تو خاكى املس ساده كه بر او نبات نباشد و اين قول قتاده است ، مجاهد گفت : رملا هائلا و ترابا ؛ ريگى روان ، عبد اللّه عبّاس گفت جرز است در معنى » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « نگون » ؛ در برهان قاطع گفته : « گو بفتح اوّل و سكون ثانى زمين پست و مغاك را گويند » ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً ] أى غائرا ؛ يا در روز آيد و آبش به زمين فرو شده ، و براى مبالغت مصدر بجاى اسم فاعل بنهاد چنان كه عنتره گفت : تظلّ جيادهم نوحا عليهم * مقلّدة أعنتّها صفوفا